ابو القاسم راز شيرازى
142
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
--> - 73 . ( فرح ) : به فضل و رحمت حقّ شاد بودن كه در مقابل آن ( حزن ) : براى امور دنيوى اندوهگين شدن قرار دارد 74 . ( الفت ) : انس با برادران ايمانى داشتن كه در مقابل آن ( فرقه ) : از اهل ايمان دورى جستن قرار دارد 75 . ( سخاء ) : بخشش كه در مقابل آن ( بخل ) : امساك و منع نفس از انفاق قرار دارد و اين همه اوصاف از لشكريان عقل در يك كس جمع نشود مگر آنكه آنكس پيمبرى ، يا وصىّ پيمبرى يا مؤمنى از كورهء آزمايش حقّ ، خالص بيرون آمده ، باشد . امّا ساير مردم كه از دوستان ما اهل بيتاند هيچيك از ايشان نيست مگر آنكه برخى از اين اوصاف پسنديده در ايشان يافت مىشود تا آنگاه كه استكمال كنند و از اوصاف ذميمه كه جنود جهلاند بدر آيند و لشكريان جهل را نابود كنند آنگاه در شمار پيامبران و اوصياء ايشان در درجات عاليه جايگزين شوند و اين مقام حاصل نگردد جز بشناخت « عقل » و لشكريان او و اجتناب از « جهل » و ياران او ، خداى تعالى ما و شما را به طاعت حقّ و رضاى او توفيق كرامت كناد : چنانچه ياد شد اين حديث شريف يكى از قوىترين دلائل قطعى سير و سلوك و استكمال در طريقهء حقّهء اثناعشريّه است كه ما را از تمسّك به ديگر دلايل بكلّى بىنياز مىسازد . امّا در متن اين حديث دقيقهاى است كه ممكن است در اغلب اذهان پرسشى همراه با تشويش ايجاد كند و آن اينست كه در اواخر حديث ، قبل از آنكه جنود عقل و جهل شناسانيده شوند اين جمله آمده است : « . . . بار پروردگارا اين ( عقل ) هم خلقتى همچون منست كه او را آفريدهاى و گرامى داشتهاى و نيرويش بخشيدهاى و من ضدّ اويم درصورتىكه براى من نيروئى نيست پس مرا نيز نيروئى و لشكريانى همچون لشكريان عقل عطا فرماى ، حقّ تعالى فرمود : بلى و اگر پس از اين گردنكشى كنى تو را و لشكريان تو را از حيطهء رحمت خويش بيرون رانم . . » و آن پرسش كه موجب اضطراب نيز مىگردد اينست كه مگر جهل و لشكريان او كه همه از اوصاف ذميمه و نمودارهائى از دركات قهر حقّ بشمار مىروند در حيطهء رحمت حقّ قرار دارند كه از رحمت حقّ به بيرون رانده شوند و آيا مفهوم گردنكشى براى جنود جهل يعنى چه ؟ زيرا كه سركشى در مفهوم هريك از اين جنود ، خودبخود واقع است بنابراين اين اخطار حقّ چگونه توجيه مىشود و اين پرسشى است كه ممكن است براى هركس كه متن اين حديث را بدقّت خوانده باشد پيش آيد و اما جواب : پاسخ به اين معضله را بنحو مفصّل و مبسوط مىتوان در كتاب « شرح اصول كافى » اثر جناب « صدر المتألّهين شيرازى » در باب « عقل و جهل » پيدا كرد امّا بنحو اجمال آنچه در اين محدودهء مختصر مىگنجد آنست كه به حكم سبق رحمت حقّ بر قهر او شمول و احاطهء رحمت واسعهء الهيّه كه : يا من وسعت كلّ شىء رحمته يا من سبقت رحمته غضبه - اوصاف ناستوده نيز به نسبتى در حيّز و منطقهء نامحدود رحمت الهى قرار مىگيرند و با يك نظر كلّىتر اصولا مقت و قهر و مفاهيم مشابه از امور نسبى بشمار مىروند و باصطلاح -